السيد محمد علي الأبطحي
47
مسائلى از فقه شيعه ( فارسي )
سوم : انسان ببيند آن چيز را در كارى كه شرط آن پاكى است استعمال مىكند ، مانند اين كه ببيند با آن لباس نماز مىخواند . چهارم : احتمال برود كه آن مسلمان بداند شرط كارى كه با آن چيز انجام مىدهد پاكى است ، پس اگر مثلا نداند كه بايد لباس نمازگزار پاك باشد ، وبا لباسى كه نجس شده نماز بخواند ، نمىتوان آن لباس را پاك دانست . پنجم : انسان احتمال دهد آن مسلمان چيزى را كه نجس شده آب كشيده است ، پس اگر يقين دارد كه آب نكشيده ، نبايد آن چيز را پاك بداند ، ونيز اگر نجس وپاك در نظر آن مسلمان فرق ندارد ، پاك دانستن آن چيز محل اشكال است . ششم : آن كه آن مسلمان بالغ باشد . اين مسأله از فروع حمل فعل مسلم بر صحت است ، نه از جهت مطهر بودن غيبت ، ويا راهى براي اثبات طهارت متنجس است . وخلاصه شروط : علم أو به نجاست ووجوب اجتناب ; ومتهم نبودنش در عمل است . ( مسأله 227 ) : اگر يقين كند چيزى كه نجس بوده پاك شده است ، يا دو عادل خبر دهند پاك شده ، آن چيز پاك است ، وهم چنين است اگر كسى كه چيز نجس در اختيار أو است ومتهم وبي مبالات نيست ، بگويد آن چيز پاك شده ; يا مسلمانى چيز نجسى كه در تصرف أو است را آب كشيده باشد ، اگر چه معلوم نباشد درست آب كشيده يا نه . ( مسأله 228 ) : كسى كه وكيل شده لباسى را آب بكشد ، اگر بگويد آب كشيدم وبه گفته أو اطمينان شود آن لباس پاك است . ( مسأله 229 ) : انسان وسواسى كه در آب كشيدن چيز نجس يقين پيدا نمىكند ، چنانچه به طور متعارف چيزى را تطهير نمايد مىتواند به گمان اكتفا كند . ( مسأله 230 ) : خونى كه داخل ذبيحه پس از كشتن شرعي آن باقي مىماند ، وخون به مقدار متعارف خارج شده باشد پاك است ولى خوردن آن حرام مىباشد ، چنانچه در مسأله ( 96 ) گذشت .